skip to main |
skip to sidebar
من یک خرگوش دارم
اوراخیلی دوست دارم
به اوغذامیدهم
سبزی وهویج می دهم
گوشاش چقدردرازه
شب که می شه
چشماش میشه قرمزی
روزکه می شه
چشماش قهوه ای
هویج چقدردوست داره
زود زود زود زود می خوره
حالاخرگوش من شده یک
خرگوش چاق وچله
گربه ی من خواب می بینه
خواب می بینه گرفته چند
تا موش چاق چله
هی هی هی هی میخوره
گربه ی من توی خوابش
به به به به می کنه
چه چه چه چه می کنه
ای آسمون این روزا
چرا تو آبی نیستی؟
چرا رنگت پریده؟
دیگه آفتابی نیستی؟
چرا روی صورتت
غبار غم نشسته
از اون بالا چی دیدی
دلت اینجور شکسته؟
دیشب ستاره ها رو
رو دامنت ندیدم
از لب خندون ماه
گل خنده نچیدم
کاشکی دوباره ابرا
جمع بشن و ببارن
بازم گل های شادی
تو سینه ها بکارن
کاشکی بشی دوباره
آبی آسمونی
با خورشید طلایی
دوست و رفیق بمونی
اتل متل توتوله
بچّه ی خوب چه جوره؟
بچّه ی خوب مهربونه
لباش همیشه خندونه
بچّه ی خوب مؤدّبه
منظّم و مرتّبه
به هرکجا که میره
سلام یادش نمیره
بچّه ی خوب تمیزه
پیش همه عزیزه

طوطی مادر بزرگ
طوطی مادربزرگ
چقدرقشنگ ونازه
دمش رنگابارنگه
دمش چقدردرازه
تخمه چقدردوست داره
نوشته ی:آینازپورسرباز